عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

124

منازل السائرين ( شرح عبد الرزاق الكاشانى ) ( فارسى )

صدق نامى است براى حصول و وجود حقيقت شىء بعينه . [ و به ديگر سخن : صدق نامى است براى هر حقيقتى كه تمام كمالات آن ، بالفعل حصول و وجود يافته باشد ؛ به‌گونه‌اى كه حقيقتى تام و كامل به شمار رود . چه ، اگر حقيقتى چنين نباشد ، بعينه آن حقيقت نخواهد بود ؛ پس گويا در اخبار از خويش به اينكه آن حقيقت است ، دروغ گفته و صادق نبوده است . « 1 » ] و هو على ثلاث درجات : الدرجة الأولى صدق القصد . و به يصحّ الدخول فى هذا الشأن ، و يتلافى به « 2 » كلّ تفريط ، و يتدارك كلّ فائت ، و يعمر كلّ خراب . و علامة هذا الصادق أن لا يحتمل داعية تدعو إلى نقض عهد ، و لا يصبر على صحبة ضدّ ، و لا يقعد عن الجدّ به حال . صدق سه درجه دارد : درجهء نخست ، آن است كه قصد [ و نيت بنده ] صادق باشد ؛ [ به اينكه قلب او كاملا به سوى حق‌تعالى متوجه ، و از هرچه غير اوست رويگردان باشد ؛ بدون هيچ شائبه‌اى از ريا و سمعه و امورى مانند آن . ] و با صدق نيت است كه ورود در اين شأن [ - طلب حق و حركت در راه او ] درست مىآيد ؛ و با صدق نيت ، هرگونه كوتاهى [ و تقصيرهاى گذشته ] تلافى مىگردد ؛ [ زيرا نيت صادق ، سبقت در خيرات و سرعت گرفتن در آنها را موجب مىگردد ؛ ] و توسط آن ، هر طاعتى كه از دست رفته ، جبران مىشود ؛ و هرچه ويران گشته ، آباد مىگردد . و نشانهء اين [ بندهء ] صادق [ در صدق نيتش ] آن است كه هيچ دعوتى را كه او را به سوى نقض عهد مىخواند ، تحمل نمىكند ، و بر صحبت [ و مجالست و همراهى و همنشينى ] ضد [ - كسى كه حال او در تقابل و تناقض با حال صادق است ] شكيبايى نشان نمىدهد ؛ و در هيچ حال از تلاش بازنمىايستد .

--> ( 1 ) - اين توضيحى است براى وجه نامگذاريى كه شيخ جليل بيان كرده است . زيرا صدق در لغت ، اخبارى است كه مطابق با واقع مىباشد . ( 2 ) - درك « به » نيست .